تبليغاتX
::. جوکستان .::

جوکستان

: درباره وبلاگ

 

با سلام من عباس هستم حدودا 23 سالمه و از استان فارس هستم . اینم همراهم که منتظر نظراتتون هستم ------------- از تاريخ 2/11/86 شمارمو حذف كردم


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385

 

: پیوندها

 

جم شهر عاشقانه ها
تو هم مثل من دلتنگی؟نوشته های عاشقانه ببینید پشیمون نمیشید
خاطرات تازه شعر و نوشته های باحال برای شما
اینم یه سایت توپ که هرچی بخواید توش هست نرم افزار ، هک و هر چی که فکرشو بکنید
دختری به رنگ حنا
فان 2 ایران ورژن فرهاد
اتل متل توتوله ترانه ی کوتوله ( حتما سر بزنید )
دختران آتش
پارس موبایل حتما یه سر بزنید ضرر نداره
اینم یه همه چیزه دیگه
سوگند نامه عشق
بریم فضا
سارگل و روزگار بی شوهری...
لطفا در بزن بيا تو
شارژ رایگان ایرانسل
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
اینم عکس خودم
| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
جوک لطفا نظر بدید و گرنه دیگه براتون نمیزارم خود دانید

یه یاکریم با یه مرغ عشق ازدواج میکنن بچه دار که مسشن اسم بچه شونو میزارن ******** کریم عشقی

 

ميدوني آرزوي خرس پاندا چيه؟ اينكه بتونه يه عكس رنگي بندازه...

 

يه نفر از تير ميره بالا ميرسه به مرداد

 

فيلمهاي بر گزيده جشنواره فيلم رشت : 1- همه پدران من 2- در جستجوي پدر 3- پدر بيست و نهم 4- دو پدر زير يك سقف...!

 

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

 

به جوجه تیغی میگن آرزوت چیه؟

میگه: یکی دست محبت بکشه روی سرم!!!!

 

ترکه پری دریایی میبینه میگه : وای تو چقدر خوشکلی . زن من میشی ؟ پری میگه: من که آدم نیستم . ترکه میگه : فکر کردی من آدمم

 

يك روز يك مورچه ميره مركز اهداي خون خون بده اقاي دكتر به مورچه میگه چند سي سي خون ازت بگيرم مورچه میگه سي سي مي سي حاليم نميشه به من شيلنگ وصل كنيد

 

مرا يکدم دل از خوبان جدا نيست ولي صد حيف خوبان را وفا نيست به دوستان دل سپردن کار سهل است ز دوستان دل بريدن کار ما نيست

 

کبوتر مست می کنه بجای نامه ایمیل میبره

 

یه روز ترکه می ره بالای پل عابر پیاده داد می زنه می گه حالا اخر ما نفهمیدیم آخه شما که می دونید اینجا رود خانه نیست پس چرا پل زدید

 

یه روز يه مردي در اصفهان در يه خانه اي را ميزنه وآب براي رفع تشنگي درخواست ميكنه دختر بچه اي دم در ميايد و يك كاسه دوغ خنك به مرد ميده ، وقتي مرد تا آخر دوغ را سر ميكشد به دختره ميگه كوچولو شما هر كه درب خانه تان را بزنه و آب بخواهد بهش دوغ خنك ميديد دختر بچه ميگه نه بابا ديشب مهمان داشتيم دوغ درست كرديم منتها سوسك افتاد توش براي همين چون مي خواستيم دور نريزيم داديم شما خورديد ، با شنيدن اين حرف مرد عصباني ميشه و ميزنه كاسه دوغ را ميشكنه، آنوقت دختر داد ميزنه و ميگه مامان - مامان اين آقائه زد كاسه غذاي سگمان رو شكست

 

بوسه تنها تصادفي است که پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است که ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است که شکستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است که درمان ندارد

 

زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد در خانه ي ويرانه ي من

 

مردي در هواي سرد، اسبي را ديد كه از بيني اش بخار بيرون مي آمد.

با خود گفت: فهميدم، پس اسب بخار كه مي گويند همين است!

 

اولي: با عمويت كجا مي روي؟

دومي: او را مي برم فروشگاه محله مان؛ چون آن جا نوشته «خريد براي عموم آزاد است

 

اولي: آيا به نظر تو هويج باعث تقويت قوه بينايي مي شود؟

دومي: بله، قطعاً؛ چون تا به حال خرگوشي نديده ام كه عينك زده

باشد!

 

از بهار پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت تازه شكفته ام هنوز نميدانم از تابستان پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت درگرماي وجودش غرقم نميدانم از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت در هزار رنگ آن رنگ باخته ام نميدانم ... از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟گفت سرد است و بي رنگ

 

وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به تو می دهد تو هزار دلیل برای خندیدن به او نشان بده

 

 توي بركه ي قلبم توتنها قورباغه اي.... عزیزم 

 

ترکه عرق می خوره شنگول میشه گرگه میاد می خورتش

 

یه ترک رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم

 

 

ترکه میره كله پاچه فروشي، کله پاچه فروش بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ ترکه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

 

يه قمري با يه بلبل ازدواج ميكنه اسم بچه شون رو ميذارن قمبل

 

پيره مرده مي گه: پيري 5تا عيب داره اوليش فراموشيه بقيه اش هم يادم رفته

 

ترکه می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن يارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت

 

یه روز یه پشه تو چای یه اصفهانی می افته . اصفهانیه پشه رو از توی چای در میاره و میگه : یالا توفش کن

 

اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری!

 

سه كار غير ممكن: شاليكاري در قزوين، تشخيص هويت در رشت، آدم شناسي در اردبيل

 

یکی از ترکه می پرسه:اگر تلويزيونم روشن نشد، چه كار كنم؟ترکه جواب میده: هلش بده-بزن کانال دو...بعدش آروم بزن کانال سه!!!

 

ترکه در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!

 

تهرانی گفت: وقتي پاي پله مي ايستم، نمي دانم بايد بالا بروم يا پايين؟

اصفهانی گفت: وقتي جلو يخچال مي ايستم، نمي دانم در يخچال را ببندم يا باز كنم؟

ترکه گفت: خدا را شكر كه من دچار فراموشي نيستم.بعد براي اين كه چشم نخوره، چند تا می زنه روی میز...یکهو پا میشه و میگه: کی در می زنه؟!!

 

علم ثابت کرده که شکر در آب حل میشه .پس هیچ وقت زیر بارون نرو چون شیرینترین دوستمو از دست میدم(غروب دریای من)

 

روزي روباهي مي رود پيش كلاغي و مي گويد:« به به. عجب دمي، عجب پايي

كلاغ با خونسردي مي گويد:

« كجاي كاري بابا! من خودم دوم راهنمايي ام

 

يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره

 

گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت

 

فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد

و گفت: بيا بيرون كارت دارم.

فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي.

 

اصفهانی رو ميخوان زجر بدند، ميبندنش به تیر برق و بهش ميگن: کوچه اونطرفی شام میدن.

 

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
خوبه

يه روز غضنفر ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره...بعدش ۵ تا.... ۱۰ تا........ ۱۵ تا. گارسونه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟غضنفر ميگه : راست میگی ایلده قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره

يه روز يه مردي يه مارمولکي له مي کنه مارمولک بلند ميشه و مي گه :پهلوانان نمي ميرند

 

تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

 

يه روز يه اصفهانيه يه 25 تومني رو تو دستش هي فشار ميداده که دستش عرق ميکنه بعد دستش رو باز ميکنه به 25 تومني ميگه اگه تا فردا هم گريه کني خرجت نميکنم

 

ترکه داشته پوست پرتغال رو با چاقو میگرفته با خودش میگه: خدا کنه توش موز باشه

 

یه بار یه رشتیه میبینه یه ترکه داره رو زمین سینه خیز میره بعد میگه : اوووو,خرمولک!

 

یه روز یزدی ها دور هم جمع میشن و میگن که چرا ملت واسه ما جک درست نمی کنن؟بعد تصمیم میگیرن که یه کار مسخره کنن که بقیه براشون جوک بسازن.بعدش همگی با هم میرن وسط کویر یزد یک سد خیلی بزرگ می سازن.و فکر می کنن که از فردا براشون جوک درست میشه!فرداش که بر میگردن پیش سد- میبینن که به اندازه چند تا اتوبوس عرب و ترک و لر و غیره اومدن بالای سد نشستن و قلاب به دست در حال ماهیگیری هستند

 

ملا بالای منبر داشته از خوبی های ازدواج می گفته! و صحبتش به اینجا می رسه ای مردم!زن بگیرید که زن چراغ خانه است!تا جایی که می توانید نور خانه تان را زیاد کنید! زن ملا که تو قسمت خانم ها بوده بلند میشه و با فریاد میگه که ای ملاآآآآآآآ ! هرگز نشه فراموش-لامپ اضافی خاموش

 

یه اصفهاني خسيس موز میخوره. پوستش رو میذاره لای دفتر خاطرات

 

مارمولکه ميره مشهد می شه مش مول، می برنش سربازی

 

جشنواره فيلم فجر در اصفهان: - دو نفر با يك تخم مرغ ! - تا حالا موز خوردي؟ ! - 10 نفر زير يك چتر ! -

من هوشنگ 15 تومان دارم ! - ديشب باز هم پيتزا خوردم

 

ترکه ساعتش خراب میشه . باز میکنه توشو میبینه یه دونه مورچه مرده . با خودش میگه : ای بابا میگم آآآآآ -

پس راننده مرده

اصفهاني يه با اتومبيلش وارد تعميرگاهي شدو به مکانيک گفت: لطفا يه استکان روغن توي موتور، يه ليوان آب توي رادياتور بريزين. مکانيک گفت: لاستيکاتون هم کم بادن اجازه بدين توش کمي سرفه کنم!!!

 

جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود
...............
مشهد: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد
شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد،
البته ما حال داریم..

سنندج: آن مرد سبيل دارد،
زاهدان: آن مرد را كشتند،
اردبيل: آن مرد بار بُرد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

 

يه بار يه تركه فقط شبا از خونه ميرفته بيرون! بهش ميگن جريان چيه؟
ميگه: از بس اين فارسها گفتن يه روز يه تزكه... ما تصميم گرفتيم كه فقط شبا از خونه بيايم بيرون

| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
من این داستان رو توی یکی از وبلاگا دیدم که برام جالب بود گفتم بد نیست شما هم بخونیدش
روزی پسر و دختری عاشقانه همدیگر را دوست داشتند تا آنجا که حاضر بودند هرکاری برای هم انجام دهند.

ولی دختره نابینابود

روزی پسر از دختر پرسید : آرزوی تو در این دنیا چیست؟

دختر جواب داد: اینکه روزی بتوانم ببینم

تا اینکه روزی کسی پیدا شد که چشمش را به دختر هدیه داد .

روزی پسر رفت پیش دختر ُ دختر دید که او چشم ندارد ونابیناست این منظره را که دید گذاشت و رفت پسر آرام با خود گفت برو ولی حالا که داری میری لااقل از چشمانم خوب مراقبت کن

میدونید فرق کچل با هواپیما در چیه؟

 

................ نمیدونید؟ خودم می گم

کچل که فرق نداره ....!!!هواپیما هم نکته انحرافیه...........

میگن چوپان درو غگو رو بردند جهنم بهش گفتند اسمت چیه؟

گفت: منم دهقان فداکار

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
اینهم شعر اگه از این جور شعرا خوشتون میاد بگید تا براتون بیشتر بزاریم
 آرزو
آرزو دارم
اي زمان!
زندگي ام را زير ثانيه هايت له نکني.
آرزو دارم اي دنيا!
به بهترينهايت بي وفايي نکني.
آرزو دارم
اي محبت
اي عشق
اي خوبي
اي مهرباني
اي تمام کلمه هاي خوب زندگاني!
مرا از خودتان دور نکنيد.

 سنگ
يک نفر آمد
و سنگي انداخت.
قلبم شکست
و هر تکه اش به سويي افتاد:
تکه اي در آب رودخانه
زلالي و زيبايي را لمس کرد.
تکه اي در دست خورشيد
درخشندگي را
و تکه اي در بال مرغکان عاشق
عشق را.
اما تکه اي در دست شب
تنها
در صندوقچه اي قديمي
ميان نامه هاي کهنه و عکسهاي پوسيده
هزاران خروار خاک خورد.....

| +| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
این عکس رو یکی از دوستای خوبم فرستاده که ازش ممنونیم
میگن به یه شیرازی گفتن بهترین میوه شیراز چیه؟گفت خیار مشهدی

یه میخه توی عروسی اینقدر به بدنش قر میده که می شه پیچ

| +| نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
عکس
شعرها و عکس های خود را برای ما بفرستید تا با نام خودتان درج کنیم
| +| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
مختلف
انرژی هسته ای من تویی...!

تقدیم به اون که خودش می دونه....!

| +| نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
جک وعکس
یه روز یه مورچه با یه فیله ازدواج می کنه بعد از چند روز فیله می میره مورچهه بر میگرده می گه دو روز زندگی کردیم حالا باید یک عمر قبر بکنیم ...!

 

یه نفر تو مسابقات دو  المپیک دوپینگ می کنه برای اینکه کسی بهش شک نکنه تو مسابقه آخر می شه...

| +| نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
عکس
| +| نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved