تبليغاتX
::. جوکستان .::

جوکستان

: درباره وبلاگ

 

با سلام من عباس هستم حدودا 23 سالمه و از استان فارس هستم . اینم همراهم که منتظر نظراتتون هستم ------------- از تاريخ 2/11/86 شمارمو حذف كردم


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385

 

: پیوندها

 

جم شهر عاشقانه ها
تو هم مثل من دلتنگی؟نوشته های عاشقانه ببینید پشیمون نمیشید
خاطرات تازه شعر و نوشته های باحال برای شما
اینم یه سایت توپ که هرچی بخواید توش هست نرم افزار ، هک و هر چی که فکرشو بکنید
دختری به رنگ حنا
فان 2 ایران ورژن فرهاد
اتل متل توتوله ترانه ی کوتوله ( حتما سر بزنید )
دختران آتش
پارس موبایل حتما یه سر بزنید ضرر نداره
اینم یه همه چیزه دیگه
سوگند نامه عشق
بریم فضا
سارگل و روزگار بی شوهری...
لطفا در بزن بيا تو
شارژ رایگان ایرانسل
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
جک و اس ام اس

یک روز یک مار روسری سرش میکن.بهش میگن واسه چی ؟ اخه من کبری ام

be oo begooiid doostash daram be oo ke ghalbash be vosaat daryast ke ghayegh kochak dele man dar on ghargh shodeh . be oo ke mara az in zamin khaki be sarzamin noor va sher va taraneh bord. va cheshm hayam ra be donyaee por az zibaee baz kard

كتب دبستان از سال آينده محلي مي شود : تهران ، بابا با 206 آمد . قم ، بابا با تسبيح آمد . تبريز بابا با بربري آمد .اصفهان : بابا با تخم مرغ آمد. ،

فرق وام گرفتن با نارنجک اینه :
نارنجک یه ضامن داره ولی برای وام گرفتن باید صدتا ضامن داشته باشی!

salam khobi ? baba kojaee to ? neshasti un bala ba tanhaeie khodet hal mikonio maro tahvil nemigiri . elahi ghorbonet beram , bizahmat 2ta nargil bendaz pain

دیشب خواب ديدم اونم چه خوابی... حالا گوش کن تا تعريف کنم
خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردی... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل!


BakEheyBAbeKHmiSHIDramKOObaratCHIKAbadROjuriBEKHOONsareESHTEBAHkarSHODrafti

faghat horoofe bozorG ro bekhoon

آيا فكر مي‌كنيد بي‌عرضه هستيد؟ فكر مي‌كنيد به درد هيچ كاري نمي‌خوريد؟ فكر مي‌كنيد بي‌مصرف هستيد؟ به خدا درست فكر مي‌كنيد

وقتی باران مي بارد همه چيز زيبا مي شود. گلها،درختان،... همه چيز. . . . ميگما... تو هم برو زيره بارون شايد يه فرجی شد

اگه بگم برات می میرم . اگه بگم نمیتونم فراموشت کنم . اگه بگم دوست دارم . اگه بگم از جلو چشام یه ثانیه اونور نمیری . اگه بگم همه زندگیمی . اگه بگم نفسم به نفست بستست . برام لپ لپ می خری؟

!
Hamishe doost daram your eyes.. chon oona hastand very nice..... hame vaght toro i see...azizam har lahze look at me.... toro khoda hamishe love me... khahesh mikonam hichvaght dont forget me.... age be man nagi my baby... age nayay near me... zendegim mishe mesle hell... doset daram i love you forever:....At last,Dont Forget Me

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيله اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا

Be torke migan boro joloye mashin bebin rahnama kar mikone ya na? Mire mige .are...na...are...naBe torke migan boro joloye mashin bebin rahnama kar mikone ya na? Mire mige .are...na...are...na

سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

زن براي عاشق شدن به چندين قرن نياز دارد و براي فراموشي به يك دقيقه.........ولي
ولي ...مرد براي عاشق شدن به يک دقيقه نياز دارد و براي فراموش کردن به چندين قرن

روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.

پدرم مي گفت عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب حالا هزار شب پشيمانم ;كه چرا يك شب عاشق نبودم.

اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم
چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من
يا هردو بميريم و به پايان برسيم

قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينکه قلبمه به خاطر اينکه تو توشي

بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار, منم ميرم گوجه بخرم املت بخوريم

اگه دو تا هزار پا همديگه رو محكم بغل كنن ميدونيدچي ميشن ؟؟؟؟؟ ميشن زيپ

تو را به اندازه تمام انگشتان دستم دوست دارم
ارادتمند شما مار

يه روز يه تركه ميره بانك ميگه اقا كل موجودي منو بديد ميگيره پولهارو ميشماره ميگه درسته بذار سر جاش

روي تمام گلبرگها نوشتم دوست دارم اما تو مثل بز همه ي آنها را خوردي

مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر آن روزی که با خاک شود منزل من

مجموعه نوشته های پشت تریلی های جاده.......۱.به حرمت اشک مادرم توبه کردم---۲.دانی که چرا راز جهان با تو نگفتم/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری--۳.بوق نزن شاگردم خوابه--۴.بی تو هرگز ....با تو ؟؟؟عمرا--۵.از عشق تو لیلی.....رفتم زیر تریلی(واسه گریسکاری)---۶.اگه میتونی این تابلو رو بخونی یعنی فاصلت کمه فاصله رو رعایت کن---۷.دنبالم نیا اسیرم می شی---۸.گشتم نبود....نگرد نیست---۹.سرپایینی برنده سربالایی شرمنده

دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم ... اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم.

هیچوقت کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی کن غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

سه تا ديوانه هم اتاقی بودن - يک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پايين می پرن و ميگن که ما سيب زمينی هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومی ساکت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت که اين دیوونه رو مرخص کنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهی تابه چسبيدم

فارسه. تركه. اصفهانيه مي خواستند چاي ليپتون بخورند. فارسه فنجان را نگه مي دارد و ليپتون را داخل فنجآن تكان مي دهد و تركه ليپتون را نگه مي دارد و فنجان را تكان مي دهد اصفهانيه ليپتون را به دورفنجان مي مالد

یه بچه به مادرش میگه : مامان میخای برات یه قصه
تعریف کنم . مادرش با خوشحالی میگه : آره جونم . . . بگو
خوشحال میشم . بچه میگه : یکی بود یکی نبود . غیر از
خدای مهربون هیچکس نبود . یه آینه ی گرون تو خونه ی
ما بود که من زدم اونو شکستم

 نظر یادتون نره

 

| +| نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved