تبليغاتX
::. جوکستان .::

جوکستان

: درباره وبلاگ

 

با سلام من عباس هستم حدودا 23 سالمه و از استان فارس هستم . اینم همراهم که منتظر نظراتتون هستم ------------- از تاريخ 2/11/86 شمارمو حذف كردم


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385

 

: پیوندها

 

جم شهر عاشقانه ها
تو هم مثل من دلتنگی؟نوشته های عاشقانه ببینید پشیمون نمیشید
خاطرات تازه شعر و نوشته های باحال برای شما
اینم یه سایت توپ که هرچی بخواید توش هست نرم افزار ، هک و هر چی که فکرشو بکنید
دختری به رنگ حنا
فان 2 ایران ورژن فرهاد
اتل متل توتوله ترانه ی کوتوله ( حتما سر بزنید )
دختران آتش
پارس موبایل حتما یه سر بزنید ضرر نداره
اینم یه همه چیزه دیگه
سوگند نامه عشق
بریم فضا
سارگل و روزگار بی شوهری...
لطفا در بزن بيا تو
شارژ رایگان ایرانسل
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
سلام امروز تولدم بود تا الان فقط یه نفر یادش مونده بود و بهم زنگ زدو تبریک گفت ...
| +| نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 

سلام . براتون چندتا متن قشنگ عاشقانه آماده كردم . اميدوارم از خوندنشون لذت ببريد

---------

عزيزم زندگي هميشه بهار نيست

گاهي ابر خزان بر آن سايه مي افکند

و دست بي وفايي روزگار با وفا ترين دوستان

را از هم جدا مي کند

اگر روزي چنين شد تو نيز به اين نوشته بنگر

وبخاطر خاطراتم اشک بريز...؟

زندگي زيباست عشق روياست محبت تنهاست دوستي از همه والاست

از آن زماني که هنر دوستي را فهميدم فقط تو را مي بينم

که تکه گاهي از محبت هستيم و من در اين ميان

چون پرندگان آشيان گم کرده در جستوجوي پناهگاه مطمئن تو را يافتم

دوري ات را نمي توان تحمل کرد ولي چه توان کرد

که رسم روزگار چنين است

 

-----------

 

هرگز تو را فراموش نخواهم کرد

آري
در مرگ آورترين لحظه هاي انتظار
                

زندگي را در روياهاي خويش دنبال کنم
رد روياها
 و در اميد ها
 

اگر ابرها گريستن را فراموش کنند
               

اگر پرندگان پرواز را فراموش کنن
 

اگر انسانها محرومحبت را فراموش کنن
                

من هرگز تو را فراموش نمي کنم

براي رسيدن به تو سوگندها نوشتم بروي گلبرگ هاي زيباي گل شقايق

وحال براي رسيدن به جدايي اشکم را با ياد تو مي ريزم و عشقم را با ياد

شقايق پرپر مي کنم تا فراموش کنم لحظه هاي با تو بودن را

 

----------

روز به خورشید عادت دارد٫ شب به ماه و ستاره ها...
شاخه ها به بهار٫ ميوه ها به تابستان...
كشتيها به دريا٫ ماهيها به رود...
پنجره ها به گشوده شدن٫ به كمى هواى تازه...
بادبان افراشته به بادها عادت دارد
ارس به سيلهاى خروشان ...
آئينه به زيبايى...
شانه به گيسو...
انسان غريب به وطن عادت دارد...
كوهها به مِه...
روزها ی جدایی به من....
من به تو....

بی تو چگونه باورم شود
برگهای زرد باغ دوباره سر سبز می شود
ای مسافر همیشگی بی تو من به انتها رسیده ام
از کدام آشنایی
از کدام عشق با تو گفتگو کنم
من به سوگ عاطفه ها نشسته ام
بی هدف به هر طرف کشیده می شوم
به یاد تو عزیز سفر کرده
از چشمم چون اشک سفر کردی بی تو چه کنم
 

------------ 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند

 ------------

| +| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
زن‌ ها از مردها چه‌ می‌ خواهند؟
ليست‌اصلی‌:


۱- خوش‌قيافه‌باشه ... ۲- جذاب‌باشه ... ۳- موقعيت‌شغلی‌خوبی داشته باشه ... ۴- شنونده ی‌خوبی‌باشه ... ۵- شوخ‌و بذله‌گو باشه ... ۶- قامت‌برازنده‌ای داشته‌باشه ... ۷- خوش ‌لباس‌باشه ... ۸- قدرشناس‌باشه ... ۹- توی ذهنش‌انديشه‌های‌شگفت‌آور داشته‌باشه ... ۱۰- عاشق‌خوبی‌باشه و اهل‌خيالپردازی‌باشه ...


ليست‌بازنويسی‌شده‌در ۳۵ سالگی‌:


۱- قيافه ش‌ بد نباشه! (اولويت‌با كسانی‌كه‌دچار كچلی‌يا كم‌مويی‌نيستن!) ... ۲- در ماشين‌رو برای‌خانم‌باز كنه و صندلی‌رو برای‌خانم‌از پشت‌ميز عقب‌بكشه! ... ۳- به‌قدر كافی‌برای‌خوردن‌يك‌شام‌گرون‌قيمت‌رستوران‌پول‌داشته‌باشه! ... ۴- بيش‌تر از اونچه‌حرف‌می‌زنه ، گوش‌كنه! ... ۵- به‌لطيفه‌های‌خانم‌بخنده! ... ۶- راحت‌بتونه ساكهای‌سنگين‌مواد خوراكی‌رو حمل‌كنه! ... ۷- حداقل‌يه‌كراوات‌داشته‌باشه! ... ۸- در قبال‌خوردن‌يه‌غذای‌خوب‌خونگی‌تشكر كنه! ... ۹- تاريخ‌تولد خانم و سالروز ازدواج‌رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۱۰- حداقل‌يه‌بار در هفته‌حرفهای‌عاشقانه‌بزنه! ...


ليست‌بازنويسی‌شده‌در ۴۵ سالگی‌:


۱- خيلی‌زشت‌نباشه! ... ۲- قبل‌از اومدن‌خانم ‌، با ماشين‌به‌راه‌نيفته! ... ۳- يه‌كار ثابت‌داشته‌باشه و بتونه حداقل‌يه‌بار در سال‌خرج‌شام‌رستوران‌رو بپردازه! ... ۴- وقتی‌خانم‌حرف‌می‌زنه‌بتونه سرش‌رو تكون‌بده! ... ۵- لطيفه‌های‌كهنه‌و قديمی‌ رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۶- به‌قدر كافی‌توانايی‌داشته‌باشه تا بتونه توی جابه‌جا كردن‌مبلمان‌كمك‌كنه! ... ۷- پيراهنی‌بپوشه كه‌برآمدگی‌شكمش‌رو بپوشونه! ... ۸- شيشه‌آبليمويی‌رو كه‌نوار اطمينان‌درش‌باز شده ‌، تشخيص‌بده و اون رو نخره! ... ۹- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌در‌محافظ‌توالت‌فرنگی‌رو قبل‌از خروج‌سر جاش‌بذاره! ... ۱۰- آخر هر هفته‌صورتش‌رو اصلاح‌كنه! ...


... در ۵۵ سالگی


۱- موهای‌گوش‌و بينی‌ش‌رو كوتاه‌كنه! ... ۲- توی اماكن‌عمومی‌خرخر نكنه! ... ۳- خيلی‌زياد پول‌قرض‌نگيره! ... ۴- وقتی‌خانم‌ابراز محبت‌می‌كنه‌، خوابش نبره! ... ۵- لطيفه‌های‌تكراری‌رو هفته‌ای‌چند بار نگه! ... ۶- ظاهرش‌به‌قدر كافی‌مناسب‌باشد كه‌گاهی‌آخر هفته‌ها بشه باهاش به‌پيك‌نيك‌رفت‌و البته حال و حوصله ی بيرون رفتن رو داشته باشه! ... ۷- كمتر جوراب‌لنگه‌به‌لنگه‌بپوشه! ... ۸- در قبال خوردن‌يه‌شام‌حاضری‌تشكر كنه! ... ۹- آدرس و شماره تلفن منزلش رو به‌خاطر داشته‌باشه! ... ۱۰- چند هفته‌يه‌بار توی تعطيلات‌آخر هفته‌صورتش رو اصلاح‌كنه! ...


... در ۶۵ سالگی


۱- از بچه‌های‌كوچيك‌نترسه! ... ۲- به‌خاطر داشته‌باشه كه حمام‌خونه‌كجاست‌! ... ۳- برای‌منظم‌و با قاعده‌بودنش ، نياز به‌خرج‌كردن‌پول‌زيادی‌نباشه! ... ۴- فقط‌ موقع خواب‌آروم‌خرخر كنه! ... ۵- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌چرا می‌خنده! ... ۶- اونقدر توانايی‌داشته‌باشه كه‌بدون‌كمك‌بتونه بايسته! ... ۷- معمولا" بتونه بعضی‌از لباسهاش‌رو بدون‌كمك‌ديگرون‌بپوشه! ... ۸- غذاهای‌سبك‌رو دوست‌داشته‌باشه! ... ۹- به‌ياد بياره كه‌دندونهای‌مصنوعی‌ش‌رو كجا گذاشته‌! ... ۱۰- به‌خاطر داشته‌باشه كه‌كی آخر هفته س! ...


... در ۷۵ سالگی


۱- نفس‌بكشه! ... ۲- كنترل ...‌... خودش‌ رو از دست‌نداده‌باشه! ... ۳- همين!
| +| نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که

تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 

 

زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن

 

 

هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه

ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره

 

اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه

 

...اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه

 

پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

 

 

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم

 

.آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم

 

... و بعد ...

 

براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه

هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

نور دليل تاريکي بود و سکوت دليل خلوت، تنها عشق بي دليل بود که تو دليل آن شدي

فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست ... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست

 

يه سنگ کافيست براي شکستن يه شيشه! يه جمله کافيست براي شکستن يه قلب! يه ثانيه کافيست براي عاشق شدن

يه دوست مثل تو کافيست براي تمام زندگي

 

اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار

اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

 

 

خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران،ميگه پس دانشجوها کجان؟ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ميگن زکي،پس مملکت رو کي اداره کنه؟

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 
بازم سلام دوستاي عزيز

 

 

تا به حال فکر کرده ايد که اگر بيش از حد SMS بازي کنيد چه اتفاقي مي افتد؟ داستان آن به اين شکل است.

 

از همان ابتداي دنيا، انسانها درصدد پيدا کردن راه هاي جديد و راحت براي برقراري ارتباط از فواصل دور بودند. اولين تلاش آنها استفاده از پيک يا پيغام آوران و گفتن اطلاعات به آنها بود. اين پيک ها افرادي آموزش ديده با حافظه اي بسيار عالي بودند که مي توانستند بين فواصل بسيار دور مسافرت کنند تا بتوانند وظيفه خود را انجام دهند.

 

بعد روزي از روزها، يک نفر علامت ها و نمادها را اختراع کرد. خيلي زود اين رمزها و نشانه ها براي نوشتن با يکديگر ترکيب شدند. اين اختراع جنگي ناتمام را تا همين امروز بين مکالمه کلامي و نوشتاري برپا کرد. خيلي زود حافظه عالي پيک و پيام رسان جاي خود را به اختراع جديد که نامه ناميده مي شدند داد. خوشبختانه، پيام رسانان هنوز مي توانستند شغل خود را حفظ کنند و اين مسافت ها طولاني را مسافرت کردن و نامه ها را به گيرنده هاي خود برسانند.

 

بعد تلگراف اختراع شد، که ضربه ديگري به ارتباط کلامي و همچنين به پيام رسانان بود. ناگهان ارتباط سمبليک را مي توانستند خيلي سريعتر از پيام رسانان به فواصل خيلي دور بفرستند.

 

به نظر مي رسيد که ارتباط کلامي ديگر جلال و عظمت سابق خود را به دست نمي آورد، اما اين ديدگاه خيلي سريع با اختراع تلفن توسط يک اسکاتلندي بي پايه و اساس شناخته شد. خيلي زود ارتباط کلامي جايگاه سابق خود را به دست آورد چون خيلي بهتر از تلگراف بود.

 

بخش عمده قرن بيستم، تلفن وسيله ارتباطي متداول بين مردم بود اما در اواخر آن، SMS (خدمات پيام کوتاه) روي کار آمد. ابتدا تصور مي شد اين خدمات بيهوده و بلااستفاده است تاجاييکه صنعت تلفن همراه در امريکا آن را جرء خدمات رايگان براي مشترکين خود قرار داد. اما امروزه SMS يکي از متداولترين استفاده هايي است که مردم از تلفن همراه مي برند.

 

حال اين سوال پيش مي آيد که SMS چطور از نظر اجتماعي بر ما تاثير مي گذارد؟

 

دوره سوال پرسان

 

اولين تاثير آن اين است که SMS دادن به شکل اعتياد درمي آيد. معتادان به SMS هميشه موبايل به دست هستند و منتظر اينند که صداي بيپ بيپ زنگ اس ام اس را بشنوند و سريعاً به آن پاسخ دهند. اگر دقت کنيد اين افراد هميشه در اس ام اس هايشان يک سوال وجود دارد تا طرف مقابل مجبور به دادن يک اس ام اس ديگر براي جواب آن بشود و آنها هم بطور مداوم اينکار را تکرار کنند.

 

استفاده مکرر از سوال ها در ذهن شما ريشه مي گيرد و رابطه تان را با مردم در زندگي واقعي هم تحت تاثير قرار مي دهد. خيلي زود اين پديده به همه جا تعميم مييابد؛ سوال به متداولترين شکل ارتباط بدل مي شود. وقتي فقط سوال وجود داشته باشد ديگر استفاده از علامت سوال بي جا و بي معني خواهد بود و زندگي هم تا ابد تغيير خواهد کرد.

 

سندرم "رکسان"

 

براي آندسته از شما که فيلم "رکسان"، استيو مارتين را نديده ايد بايد بگويم که اين فيلم داستان دو مردي است که عاشق يک زن مي شوند. آن مردي که سنش بيشتر بود، به خاطر بيني بزرگش با خود فکر مي کند که هيچ شانسي براي به دست آوردن آن زن ندارد به همين خاطر سعي مي کند با نوشتن نامه ها واشعار عاشقانه به آن ديگري کمک کند که نظر زن را به خود جلب کند. طبيعتاً زن با اين نامه ها عاشق ميشود اما يک مشکل کوچک وجود دارد: مردي که عاشقش شده بود به هيچ وجه آن مردي که فکر مي کرد نبود.

 

از قديم وضع به اينصورت بود که براي آشنا شدن با کسي وقتي او را مي ديديد شماره تلفن او را مي گرفتيد يا شماره خودتان را مي داديد و بعد با او تماس مي گرفتيد. الان هم هنوز به همين شکل است منتها جاي آن تماس با دادن اس ام اس تغيير يافته است. مردم با اس ام اس هاي طول و دراز رابطه شان را شروع مي کنند. درواقع هيچ راهي وجود ندارد که بفهميد واقعاً با چه کسي ارتباط برقرار مي کنيد. در همه جاي دنيا مردم عاشق کساني مي شوند که درواقع هماني نيست که فکر مي کنند عاشقش شده اند، به عبارت ديگر مي توانيم آن را سندرم "رکسان" بناميم.

 

تاثير 160 حرفي

 

در هر اس ام اس از 160 حرف مي توانيم استفاده کنيم و اين يک يا دو نتيجه در بر خواهد داشت. يا آن اس ام اس پر از اطلاعات بيهوده مي شود چون فرد سعي مي کند از همه آن 160 حرف استفاده کند يا يک پيام بلند بايد سانسور شود تا در قالب آن 160 حرف در بيايد.

 

جوابگويي در قالب اين 160 حرف، مردم را شرطي مي کند و آنها اين را وارد ارتباطات اجتماعي خود هم مي کنند. به اين طريق در گفتگوهاي عادي روزمره مردم حرفي براي گفتن به همديگر نخواهند داشت.

 

جدايي هاي اس ام اسي

 

به هم زدن رابطه کار خيلي زشت و ناراحت کننده اي است و اگر صادق باشيم ميبينيم که هيچ کس از به هم زدن رابطه اش با کس ديگر لذت نمي برد. خيلي ها آنقدر مرد نيستند تا حرف خود را رو در رو به طرفشان بزنند، براي اينکار وسيله ديگري بر ميگزينند. در گذشته قبل از اينکه تلفن اختراع شود، آنها با دادن يک يادداشت به طرف مقابلشان اينکار را مي کردند. بعد ها پشت تلفن اين افراد براي رسيدن به هدفشان سکوت اختيار مي کردند تا طرف مقابل منظور آنها را متوجه شود. اما اکنون خيلي راحت با ارسال يک اس ام اس پيامشان را به فرد مقابل مي رسانند.

 

احتمالاً فکر مي کنيد که چه چيز بدتر از به اتمام رساندن رابطه با اس ام اس است؟ پاسخ آن اين است: اس ام اس اينترنتي. چقدر بد است اگر با اينکار بخواهيم به طرف بفهمانيم که حتي ارزش 20، 30 تومان پولي که با اس ام اس موبايل بايد پرداخت کنيم را هم ندارد.

 

افزايش اضطراب

 

گاهي اوقات پيامي مي فرستيم که جواب آن را لازم داريم. با تلفن زدن جوابمان را فوراً دريافت مي کنيم (و جواب ندادن تلفن به اين معني است که فرد در دسترس نيست) اما با اس ام اس احتمالات زيادي وجود دارد: تلفن همراهشان را با خود نبرده اند؛ دوست ندارند جواب شما را بدهند مي خواهند از شما دوري کنند؛ يادشان رفته جواب شما را بدهند؛ يا وقت براي جواب دادن اس ام اس ندارند. وقتي شما منتظر پاسخ آن اس ام اس هستيد، که ممکن است اصلاً هيچوقت به دستتان نرسد، خيلي از اين افکار (و صدها فکر ديگر) از ذهنتان عبور مي کند و به اين طريق اضطرابتان بيشتر ميشود. اين افزايش اضطراب فشار خونتان را در سالهاي آتي زندگي بالا مي برد که مشکلات زيادي را در بر خواهد داشت.

 

عشق کنار هم ايستادن زير باران نيست...!!! عشق اين است که يکي براي ديگري چتر شود و ديگري هرگز نفهمد چرا

خيس نشد

| +| نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386 توسط عباس  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved